نمي دانستم كه اين تمام شدن هم زمان مي شود با تمام شدن "مثلث شيشه اي" .مثلث شيشه اي يكباره تمام شد و " توت كال " هم يكدفعه و يك شبه تمام كرد.حداقل از اين لحاظ شبيه هم بودند.براي همين هم شعر مثلث شيشه اي را براي وداع انتخاب كردم.
كاملا خلاصه وار به چيزهايي كه مي خواستم بعدا بگويم اشاره مي كنم.
*بايد در قوانين مربوط به فيلم سازي و نظارت بر اجراي آن تحولي صورت گيرد تا شاهد ،سانسور فيلم هاي داراي مجوز و مسائل اطراف نباشيم.
*پرويز پرستويي يكي از تنها بازيگراني است كه توانايي ايفاي همه جور نقشي را دارد.از قابليت هاي او بايد براي پرورش نسل جديد هنرمند استفاده كرد.
*قدر دولت خدمتگذار و رئيس جمهور عزيز را اصلا نمي دانند.حيف است حيف.بايد با تمام توان به دكتر احمدي نژاد كمك كنيم.
*نبايد اسلاممان كاريكاتوري باشد.كاريكاتور نظم ها را برهم مي زند.بيني را بزرگ مي كند و پيشاني را كوتاه و تناسب را بر هم مي زند.اگر بدانيم طرف گفتگوي اهل مي گساري است،اصلا با او هم صحبت نمي شويم ولي اگر بدانيم غيبت مي كند،نه تنها با او هم صحبت مي شويم بلكه ممكن است پشت سرش نماز هم بخوانيم.امام (ره) در مجلسي كه در آن غيبت مي شد،هرگز شركت نمي كرد.
*فيلم هاي ما از ضعف در فيلم نامه ها شديداً رنج مي برد.متاسفانه جاي فيلم نامه نويس را خواننده ها گرفته اند و حداقل بيست ،سي دقيقه از فيلم را كارگردان صرف پخش موسيقي مي كند.فكر مي كنم داريم هر بيشتر به سينماي هند نزديك مي شويم و به فيلم فارسي خودمان.
*اينكه فكر كنيم بازيگر يك نقش مذهبي لزوماً مذهبي است و بازيگر يك نقش بي قيد و بند، بي اعتقاد و لامذهب است ،قطعا غلط است.رجوع كنيد به حواشي چندي قبل بر سر نقش آفرينان سينمايي فرزند صبح.
*امام(ره) را بايد به عنوان يك مكتب جامع و كامل ديد.بايد پذيرفت كه گروههاي معتقد به راه امام (ره) ،در تفكر امام و مكتب ايشان اجتهاد كنند .براي اين اجتهاد بايد محكمات را شناخت،متشابهات را شناخت،قضاياي حقيقيه را شناخت،قضاياي خارجيه را شناخت.آن وقت بايد پذيرفت كه مردم هر كدام از اين چند اجتهاد را پذيرفتند،آنها را به مصدر اجرايي بنشانند.
*سينما مبدل به يك رسانه لوكس شده است.قيمت بليط سينما به شكل غير قابل باوري افزايش يافته است و اين يعني كاهش روز به روز مخاطبين سينما.نقل است كه در هند سينما براي مردم از غذاي روزانه مهم تر است،اما خوشبختانه يا متاسفانه در ايران اينگونه نيست.
*تعدد جشن هاي تقدير از سينما گران واقعا عذاب آور است.اين تعدد در حالي است كه براي ساير اقشار و ساير هنرمندان هم چنين مراسم هايي با اين حجم و تعداد برگزار نمي شود.
*جناب سيد حسن خميني يكي از اميد هاي آينده كشور است.سيماي نجيبش در سي و شش سالگي معصوميت و پاكي كودكانه اي دارد.اما كلامش نشانه پختگي و كمال مردي است كه همه ثروت اجدادي اش علم و تقوا و جهاد و خودساختگي بوده است و او اين همه ثروت را به درستي و كمال بر گرفته است.سيد حسن خميني اينك مردي است كه حتي اگر نبود شهرت و اعتبار خميني بزرگ ،دانش و خود ساختگي و عمق انديشه و سحر كلامش او را به مردمان ديارمان مي شناساند.او اينك مجتهدي است كه هم علوم قديمه را مي داند و هم با دنياي مدرن به خوبي آشناست.قدرش را بدانيم.
*بايد تدابيري انديشه شود تا نسل جوان متعهد و مؤمن وارد عرصه هاي هنر خصوصا هنر سينما و تئاتر شوند.اين ضعف خصوصا در بخش فيلم نامه نويسي كاملا مشهود است.
*اين طرح تله فيلم ساختن در رسانه ملي ،طرحي بسيار خردمندانه است ،بايد از قابليت هاي خوب سينماي كشور ،در گسترش و بهتر كردن تله فيلم ها استفاده نمود.
*كمتر مي شود كه كسي الآن داستان بخواند و يا داستان تعريف كند.بايد جايگاه داستان احيا شود.داستان و رمان قرباني مدرنيسم شده است.
*سحر خيزي را از دست ندهيد ، كارايي انسان در هر يك ساعت سحر ،معادل دو ،سه ساعت طول روز و شب است.
*خدا يكي و محبت يكي و يار هم يكي ( خدا نصيب همه بكند ).
همين و بس !
تمام مي شوم شبي
فقط به من اشاره كن
بگو كه با مني هنوز
اشاره اي دوباره كن
تمام مي شوم شبي...
